به دادم میرسی ؟

زائری بارانی ام ، آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم خسته ام، تنها، به دادم می رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام؛ ضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی؟

از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند؛ گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟

ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی؛ پهنه آبی ترین دریا، به دادم می رسی؟

ماه نورانی شب های سیاه عمر من؛ ماه من، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام؛ هشتمین دردانه زهرا(س)، به دادم می رسی؟

باز هم مشهد، مسافرها، هیاهوی حرم یک نفر فریاد زد: آقا به دادم می رسی؟

شعر/ موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

مرحوم قيصر امين‌پور از شعراي بزرگ عصر انقلاب، به مناسبت شهادت حضرت رضا (ع)، هشتمين امام شيعيان جهان، غزلي سروده است.


چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند

موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند


پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

مناظرات امام رضا (علیه السلام)

تجلي امامت در مرو/ مناظرات امام رضا(علیه السلام)

دستگاه خلافت عباسي، با اهدافي خاص، از انديشه‌وران مذاهب و فرقه‌هاي گوناگون دعوت مي‌كرد و آنان را رودرروي امام(ع) قرار مي‌داد. با مطالعه در شخصيت، روحيات و افكار مامون، آشكار مي‌شود كه او از تشكيل‌چنين جلسات و همايشهايي، اهدافي سياسي را دنبال مي‌كرد.
هر چند شخصا به مباحثات علمي علاقه‌مند بود، ولي مامون به عنوان خليفه، شخصي نبود كه بخواهد با اين‌گونه مباحثات و مناظرات، عظمت و حقانيت خاندان پيامبر(ص) را به نمايش بگذارد و شخصيتي را كه مورد توجه انقلابيون آل علي(ع) بود، در جامعه مطرح كند و علم و شكوه و شايستگي و برتري آنان را به ديگران بنماياند، بلكه در پس اين تلاشها، اهدافي سياسي داشت و چه بسا بي ميل نبود كه در اين نشستها، براي يك بار هم كه شده، امام از پاسخگويي به پرسشها عاجز بماند!
به هر حال، گذشته از اهدافي كه مأمون دنبال مي‌كرد، نتايج آن جلسات مايه شكوه و عظمت امام و بهره علمي و اعتقادي شيعه شد.
عبدالسلام هروي كه در بيشتر نشستها و مناظرات حضور داشته است، مي‌گويد:
"هيچ كسي را از حضرت رضا(ع) داناتر نديدم‌ و هيچ دانشمندي آن حضرت(ع) را نديده، مگر اين كه به علم برتر او گواهي داده است‌. در محافل و مجالس كه گروهي از دانشوران و فقيهان و دانايان اديان مختلف حضور داشتند بر تمامي آنان غلبه يافت، تا آن‌جا كه آنان به ضعف علمي خود و برتري امام(ع) اذعان و اعتراف داشتند."1
ابراهيم‌بن عباس، گواه ديگري از حاضران و ناظران اين‌گونه جلسات بوده مي‌گويد: "حضرت رضا(ع) هيچ مساله‌اي را بدون پاسخ نمي‌گذاشت‌. در علم و دانش كسي را داناتر از او سراغ ندارم‌. آنچه‌ مامون مطرح مي‌ساخت پاسخ كامل آن را دريافت مي‌كرد و آنچه حضرت(ع) مي‌فرمود، مستند به قرآن بود."2
خود آن گرامي در اين زمينه مي‌فرمود:
"در روضه حرم پيامبر(ص) مي‌نشستم و عالمان مدينه هرگاه در مساله‌اي با مشكل روبرو بودند و از حل آن ناتوان ‌مي‌ماندند، به من رو مي‌آوردند و پاسخ مي‌گرفتند."3


آگاهي امام(ع) از اديان و مكاتب
امام(ع) علاوه بر اين كه براي پرسشهاي مختلف عالمان اديان و مكاتب، پاسخي درخور داشت، بر مبناي اعتقادي شخص مخاطب سخن مي‌گفت و استدلال مي‌كرد و اين مظهر ديگري از توانمندي علمي امام(ع) بود. امام(ع) با اهل تورات، به توراتشان، با رهروان انجيل، بر مبناي انجيل و با حاملان زبور، به زبور و سرانجام با هر فرقه و گروهي با مباني خود آنان سخن گفته، به روش خودشان استدلال مي‌نمود.4
محمد بن حسن نوفلي، از اصحاب حضرت رضا(ع) مي‌گويد:
هنگامي كه حضرت رضا(ع) به مرو گام نهاد، مامون به وزيرش، فضل‌بن سهل دستور داد، تا چهره‌هاي سرشناس‌ علمي و رهبران مذاهب و دانشمندان فرقه‌هاي مختلف را كه در علم مناظره و جدل از ديگران ممتاز بودند، فراخواند و در روزي معين مناظره‌اي علمي ترتيب دهد.
فضل، از جاثليق5، راس الجالوت6، دانشمندان صابئي7 ، هرابذه 8، اصحاب زرتشت، قسطاس رومي9، و گروهي ديگر از متكلمان دعوت كرد. اجلاس مقدماتي تشكيل شد، خليفه نيز در آن حضور يافت و ضمن ابرازخرسندي از تجمع عالمان گفت: شما مشهورترين و سرشناس‌ترين چهره‌هاي اين زمان هستيد. هدف از اين‌اجلاس آن است كه با اين ميهمان حجازي (امام رضا(ع)) وارد بحث و گفت‌و گو شده، هر كدام به ارائه منطق و برهان خود بپردازيد.
حاضران در جلسه، آمادگي خود را براي تامين خواسته‌هاي خليفه اعلام داشتند و عهد كردند تا تمام توان علمي خود را به نمايش گذارند.
محمد بن حسن نوفلي، روايت كننده حديث مي‌گويد:
من در كنار امام بودم كه "ياسر خادم‌" وارد شد و جهت شركت در جلسه‌اي كه براي روز بعد مقرر شده بود، دعوت مامون را به امام(ع) ابلاغ كرد.
امام(ع) در پاسخ فرمود:
سلام مرا به او - مامون - برسان و بگو: مي‌دانم مراد تو چيست. به خواست خداوند فردا صبح نزد تو خواهم آمد."10
بعد از آن كه  فرستاده مامون بيرون رفت، امام فرمود:
نظر تو درباره اين همايش اهل شرك و صاحبان انديشه‌هاي گوناگون چيست؟
عرض كردم: هدف خليفه آزمودن شماست و اين طرح مزورانه بنايي سست و بي اساس است‌.
حضرت فرمود : اجلاس را چگونه پيش‌بيني مي‌كني؟
گفتم: اين افراد كه به همايش دعوت شده‌اند، با دانشمندان متفاوتند، زيرا عالمان در برابر دليل و برهان خاضعند، ولي اينان به اصحاب انكار شهرت دارند و كارشان مغالطه است و زير بار سخن حق نخواهند رفت‌؛ بهتر آن است كه از ايشان دوري گزينيد.
حضرت (ع) ضمن تبسمي فرمود: آيا نگران هستي مبادا دلايل من كافي نباشد؟
عرض كردم: اميدوارم خداوند، تو را بر آنها پيروز گرداند.
امام فرمود: دوست داري بداني كه چه موقع مامون، از كار خود پشيمان خواهد شد؟
گفتم: آري‌.
فرمود: آن گاه كه بشنود با اهل تورات، به توراتشان، با طرفداران انجيل، به انجيل آنان، با زبوريان، به زبورشان، با صابئان به زبان عبري آنها، با هرابذه و موبدان زرتشتي به پارسي، با روميان به زبان رومي و با هر يك از صاحبان‌انديشه‌ها و مكاتب با زبان خودشان، استدلال كرده به بحث و گفت‌و گو نشينم‌. زماني كه هر گروه را به بن بست رساندم تا آن كه  دلايل خود را باطل بيند و لب فرو بسته، تسليم سخن من شود، مامون خواهد فهميد كه به آنچه پنداشته و در انديشه داشته است، دست نخواهد يافت‌.11
همين گونه نيز شد و آن اجلاس به سرافكندگي دانشمندان شركت كننده و پشيماني خليفه انجاميد.


آگاهي امام(ع) به زبانهاي مختلف
يكي ديگر از مظاهر شخصيت علمي امام رضا(ع) كه شگفتي اطرافيان و شاهدان را همراه داشت، آشنايي كامل‌حضرت (ع) به زبانهاي مختلف بود. چنان كه از بخش پيشين نيز آشكار گرديد، امام(ع) در مجامع علمي به هنگام‌ مناظره و يا در نشستهاي معمولي در پاسخگويي به اشخاصي كه از بلاد ديگر، حضور ايشان شرفياب مي‌شدند، با زبان متداول و رسمي مخاطب با وي به گفت‌و گو مي‌پرداختند.
اباصلت هروي مي‌گويد:
"امام رضا(ع)، با مردم به زبان خودشان سخن مي‌گفت‌. به خدا سوگند كه او، فصيح‌ترين مردم و داناترين آنان به هر زبان و فرهنگي بود.12
اباصلت همچنين مي‌گويد:
عرض كردم: اي فرزند رسول خدا، من در شگفتم از اين همه اشراف و تسلط شما به زبانهاي گوناگون!
امام (ع) فرمود:
"من حجت خدا بر مردم هستم‌. چگونه مي‌شود، خداوند فردي را حجت بر مردم
قرار دهد، ولي او زبان آنان را درك نكند. مگر سخن امير مؤمنان علي(ع) به تو نرسيده است كه فرمود:
به ما "فصل الخطاب‌" داده شده است و آن چيزي جز شناخت زبانها نيست‌."13


اعتراف مخالفان به برتري علمي امام(ع)
چنان كه پيشتر گذشت، مامون از تشكيل جلسات بحث و گفت‌و گو، اهدافي را دنبال مي‌كرد كه از جمله مي‌توان‌ موارد زير را ياد كرد:
*سرگرم ساختن مردم و جامعه به مباحثات علمي و تحت الشعاع قرار دادن اوضاع سياسي موجود، بويژه‌ نهضتهايي كه در گوشه و كنار بلاد اسلامي رو به رشد بود.
*به دست آوردن نوعي وجهه فرهنگي براي حكومت، بويژه براي خودش كه در مسند زمامداري قرار داشت‌.
*جلب نظر امام(ع)، با وانمود ساختن اين نكته كه وي خواهان عظمت خاندان پيامبر(ص) است‌.
*محدود ساختن امام(ع) به حركتهاي علمي‌.
*زمينه‌سازي براي پيدايش موقعيتي كه در آن هر چند براي يك بار، امام مغلوب ديگران شود.
به هر حال در هيچ يك از اين مجالس، مامون به نتيجه دلخواه دست نيافت و ناگزير به اعتراف و خضوع در برابر عظمت علمي امام(ع) شد. وجود چنين اعترافاتي در تاريخ شايان تامل است‌.
در جريان يكي از نشستهاي علمي، چون وقت نماز فرا رسيد، امام براي اقامه نماز از مجلس بيرون شد. مامون ‌به محمد بن جعفر، عموي امام رضا(ع) رو كرد و گفت: پسر برادرت را چگونه يافتي؟
پاسخ گفت: او عالم و دانشمند است‌.
مامون گفت: پسر برادرت از خاندان پيامبر(ص) است‌؛ خانداني كه پيامبر(ص) در مورد آنان فرموده است:
آگاه باشيد، نيكان عترت من و شاخه‌هاي درخت وجود من، در خردسالي، خردمندترين و در بزرگسالي، داناترين مردمند. آنها را تعليم ندهيد، زيرا آنان از شما داناترند. هيچ گاه شما را از دروازه هدايت بيرون نساخته در گمراهي وارد نخواهند كرد.14
در نقل ديگري آمده است كه مامون مسائلي چند از امام رضا(ع) پرسيد و آن گاه كه پاسخ همه آنها را به درستي يافت، چنين گفت:
"خدا مرا بعد از تو زنده ندارد. به خدا سوگند، دانش صحيح، جز نزد خاندان پيامبر(ص) يافت نمي‌شود و به راستي دانش پدرانت را به ارث برده‌اي و همه علوم نياكانت در تو گرد آمده است‌."15
آري، جداي از اهداف مامون بايد گفت: دانش گسترده امام رضا(ع)، حقيقتي است كه دوست و دشمن، ناگزير از اعتراف به آن بوده و هستند. اگر مامون نيز در درون ميل به بروز اين حقيقت نداشت، ولي سبب شد تا چنين‌نتيجه‌اي به دست آيد و چهره علمي امام بهتر روشن شود.


پشيماني مامون از تشكيل محافل علمي
مامون خود در تشكيل محافل علمي و مناظرات دانشمندان با امام اصرار داشت، ولي از فراخواني امام به‌مناظرات، سخت پشيمان شد و پيش‌بيني امام در مورد وي تحقق يافت‌. علت پشيماني نيز روشن است‌. مامون با انگيزه صحيح و دانش‌دوستانه به اين اقدام دست نزده بود، همچنان كه براي آگاهي بيشتر مردم و دانشمندان از شخصيت علمي امام چنين نكرده بود. وي اهدافي چون تحقير امام و شخصيت علمي او، سرگرم ساختن جامعه به اين‌گونه جلسات و تحت‌الشعاع قرار دادن امور سياسي و... را دنبال مي‌كرد و چون خود را در رسيدن به آن هدفها ناكام يافت سخت پشيمان شد، تا جايي كه برخي، همين رخدادها را زمينه‌ساز شهادت آن حضرت‌دانسته‌اند.16


دعاي باران و استجابت سريع آن
حضرت امام عسكري از پدرانشان نقل مي‌كنند كه وقتي مامون، حضرت رضا(ع) را وليعهد خود قرار داد، مدتي ‌باران نباريد، بعضي از اطرافيان بد انديش شروع كردند به سخنان ناروا كه ببينيد از وقتي كه علي بن موسي(ع) به‌سوي ما آمده و وليعهد شده ديگر آسمان هم بر ما نمي‌بارد. اين حرف به گوش مامون رسيد و بر او گران آمد. لذا از حضرت خواست تا براي آمدن باران دعا كنند. حضرت قبول كردند و آن روز جمعه بود و فرمودند روز دوشنبه دعا مي‌كنم‌، زيرا ديشب رسول خدا(ص) را در خواب ديدم و اميرالمومنين هم با آن حضرت بود كه فرمود منتظر روز دوشنبه باش و به صحرا برو و براي مردم از خداوند عزوجل طلب باران كن و از آنچه نمي‌دانند آنها را خبر ساز، تا فضل و مقام تو را دريابند.
روز دوشنبه كه شد، حضرت به‌طرف صحرا خارج شدند و عده زيادي آمدند، حضرت به منبر تشريف فرما شده ‌حمد و ثناي الهي به جاي آوردند و عرضه داشتند: بار خدايا اين تويي كه حق ما <1245/اص/اهل بيت> را بزرگ داشته‌اي، اين مردم همان طور كه امر كرده‌اي به ما دست توسل دراز كرده‌اند و فضل و رحمت تو را آرزو مي‌كنند و منتظر احسان و نعمت‌ تو هستند. خداوندا آنها را سيراب كن از باراني نافع و مفيد كه هيچ ضرري در بر نداشته باشد و آن را بعد از رفتن از صحرا و رسيدنشان به خانه‌هايشان قرار بده‌.
امام عسكري(ع) مي‌فرمايد: قسم به آن خدايي كه حضرت محمد(ص) را به حق به رسالت مبعوث فرمود بادها در فضا وزيدن گرفت و ابرها را پديدار كرد، ابرها غرش كردند و برق زدند، مردم به حركت آمدند تا خود را از ريزش‌باران به سر پناهي برسانند، ولي حضرت رضا(ع) فرمود: بر جاي خود باشيد كه اين ابر براي شما نيست. اين مال فلان‌شهر است. ابر روي آسمان غريد و گذشت‌. ابر دومي آمد و غرشي كرد، باز حضرت فرمود: بر جاي خود باشيد. اين ابر هم براي شما نيست. اين ابر مامور فلان شهر است. ابر سوم و چهارم تا ده ابر آمدند و يكي پس از ديگري غرش كنان گذشتند. وقتي ابر يازدهم ظاهر شد، حضرت فرمود: اي مردم اين ابر را خداوند براي شما فرستاده، او را سپاسگزار باشيد و به‌سوي منازل خود برويد كه اين ابر بالاي سر شما خواهد بود تا داخل جايگاه‌هاي خود شويد كه بعد از آن بر شما ببارد.
حضرت از منبر پايين آمدند و مردم به خانه‌هايشان رفتند و سپس چنان باراني باريد كه تمام صحرا و گودالها و دره‌ها از آب پر شد و مردم يك صدا مي‌گفتند: گوارا باد كرامات خداوندي بر فرزند رسول خدا(ص).
سپس حضرت بيرون آمدند و خلق كثيري جمع شدند و حضرت آنها را به تقواي الهي و پندهاي فراواني موعظه‌ فرمود. 17


برگزاري نماز عيد به شيوه پيامبر(ص)
يكي از رخدادهاي مهم زندگي امام رضا(ع) پس از مساله ولايتعهدي، حركت حضرت به سوي مصلي براي برگزاري نماز عيد فطر بوده است‌.
اين رخداد ظاهرا در عيد فطر سال 201 ه‍.ق به پيشنهاد مامون بوده است‌. امام كه از توطئه مامون با خبر بود از قبول اين پيشنهاد امتناع نمود، اما مامون اصرار ورزيد و امام(ع) با يك شرط آن را پذيرفت‌.
شاهدان عيني اين واقعه تاريخي را چنين گزارش كرده‌اند :
عيد فطر فرا رسيد. مامون به دليل بيماري جسمي 18 (يا دليل ديگري‌) از علي بن موسي الرضا(ع) تقاضا نمود كه ‌ايشان نماز عيد را برگزار نمايد، اما امام (ع) امتناع ورزيد و فرمود من با شما شرط كرده بودم كه در هيچ كار مملكتي دخالت ننمايم - و اقامه نماز عيد از شؤون حكومتي است - مامون گفت: هدف از اين پيشنهاد، تثبيت ولايتعهدي و خلافت شما بعد از من است و دوست دارم مردم به اين وسيله اطمينان پيدا كنند كه به راستي شما ولايتعهدي را پذيرفته‌ايد و همچنين به فضيلت و برتري شما آگاه شوند.
سرانجام در اثر پافشاري خليفه، آن حضرت ناگزير به پذيرفتن پيشنهاد وي شد، اما مشروط به اين كه حضرت در انجام اين‌كار روشي را برگزيند و شكل و هياتي را انتخاب كند كه جدش رسول خدا(ص) و امير مومنان علي(ع) به هنگام رفتن به‌مصلي برمي‌گزيده‌اند.
مامون گفت: به هر كيفيتي كه خود مي‌داني عمل كن، و آن گاه دستور داد تا لشكريان و نگهبانان مخصوص و ساير طبقات مردم صبحگاهان روز عيد در خانه حضرت اجتماع كنند تا هنگام خروج امام از منزل آن حضرت را تا مصلي همراهي نمايند. مردم اعم از زن و مرد، كوچك و بزرگ همراه با درباريان و لشكريان قبل‌از طلوع آفتاب، درِ خانه امام، مسير راه و پشت بامهاي منازل اجتماع نمودند و منتظر ديدن چهره ملكوتي حضرت با آن سيره نبوي و هيبت بودند. حضرت غسل نموده عمامه‌اي سفيد از كتان بر سر نهاد كه يك سر آن را بر شانه و طرف ديگر آن را بر سينه افكنده بود و خود را خوشبو ساخت و عصايي در دست گرفت و از همه كاركنان و خدمتگزاران منزل خويش خواست كه آنها نيز همين گونه عمل نمايند. آن گاه امام لباسي ساده، ولي پاكيزه پوشيد و آستينهاي آن را بالا زد و با پاي برهنه همراه خدمتگزاران خويش از منزل خارج شد، در حالي كه غلامان وي‌حلقه‌وار همچون نگين آن حضرت را در برگرفته بودند.
امام (ع) در آغاز حركت سر به آسمان برداشت و با صدايي بلند چهار تكبير گفت كه گويي هوا و زمين و همه موجودات با او هم آوا گشتند. همراهان امام نيز هم صدا تكبير گفتند. وقتي درباريان و فرماندهان لشكري كه خود را آراسته و سوار بر مركبهاي خود آماده، به انتظار امام ايستاده‌بودند، با اين صحنه مواجه شدند، بلافاصله از مركبها به زير آمدند و كفشها و چكمه‌هاي نظامي را از پاي در آوردند و به قدري در اين كار عجله داشتند كه خوشبخت‌ترين فرد آن كس بود كه كاردي با خود داشت و زودتر بندهاي كفشش‌را مي‌بريد و پايش را برهنه مي‌ساخت.
امام چند قدم به پيش رفت و پس از لحظه‌اي توقف اين جملات را با صداي بلند بر زبان جاري ساخت:
"الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر علي ما هدانا، الله اكبر علي ما رزقنا من بهيمه الانعام والحمدلله علي ما ابلانا."
حضرت سه مرتبه آن را تكرار نمود و همراهان امام نيز آن را با صداي بلند تكرار مي‌كردند. امام با وقار به سوي مصلي در حركت بود و هر ده قدم كه پيش مي‌رفت مي‌ايستاد و اين تكبيرها را مي‌گفت و بنا به نقلي، ‌حضرت همچنانكه از بين صفوف مردم عبور مي‌كرد، مي‌فرمود:
"اللهم صل علي و علي ابوي آدم و نوح، اللهم صل‌علي و علي ابوي ابراهيم و اسماعيل، اللهم صل علي وعلي ابوي محمد و  علي‌" 19
يعني بار خدايا بر من و پدرانم آدم و نوح(ع) درود فرست‌.
بار الهي بر من و پدرانم ابراهيم و اسماعيل(ع) درود فرست‌.
بار پروردگارا بر من و پدرانم حضرت محمد(ص) و علي(ع) نيز درود فرست‌.
تمام كوچه‌ها و خيابانهاي اطراف مسير از جمعيت مملو گرديد، همه با اشتياق آمده بودند تا شاهد حركت پيامبر گونه امام (ع) باشند. مردم با ديدن چهره ملكوتي امام با آن هيات مخصوص و شنيدن صداي دلرباي آن‌حضرت منقلب گشته صدايشان به تكبير بلند مي‌شد و بي اختيار اشك شوق مي‌ريختند. تمام شهر مرو يكپارچه غرق تكبير و گريه و فرياد شده بود و به گونه‌اي كه هيچ گاه تا آن روز اين چنين ديده نشده بود. گزارش اين‌صحنه‌هاي مهيج توسط اطرافيان مامون، مخصوصا فضل بن سهل به گوش مامون رسيد. فضل كه اوضاع را آشفته و خطرناك ديده بود در گزارشش چنين گفت: اگر امام با همين وضع به مصلي برسد تمام مردم متوجه او خواهند شد و عليه دستگاه خلافت دست به شورش خواهند زد و خون ما را خواهند ريخت!
مامون بدون درنگ دستور داد تا بروند و از حضرت عذرخواهي كرده و به بهانه اينكه اين كار براي شما ايجاد زحمت نموده و ما بيش از اين‌نمي‌خواهيم به مشقت بيفتيد، آن حضرت را از وسط راه باز گردانند، و اين چنين كردند.
حضرت كه از ممانعت مامون سخت ناراحت شده بود، كفشهايش را خواست و بر مركبي سوار20 شد و به منزل برگشت‌. اما در بازگشت در حالي‌كه عرق بر اندام آن حضرت نشسته بود دستهايش را بلند كرد و با اندوه فراوان فرمود: بار خدايا اگر گشايش من از وضعيت كنوني‌ام به مرگ من است، هم اكنون در آن تعجيل فرما.
امام پس از اين قضيه همواره غمگين و اندوهناك بود تا اين كه به شهادت رسيد.21
مردم هم وقتي چنين ديدند دچار اختلاف گشته، آشفته و خشمناك پراكنده شدند و صفوف نماز ديگر به نظم‌نپيوست، 22اما مامون خود سوار بر مركب شد و به مصلي رفت و با جمعي از مردم نماز گزارد.23 و بدين وسيله نقشه‌ مامون نقش بر آب گرديد و توطئه‌اش نافرجام ماند.


بررسي عملكرد امام (ع) در نماز عيد فطر
همان گونه كه يادآور شديم، هدف مامون از اين پيشنهاد اين بود كه به مردم نشان دهد امام صد در صد در اختيار و طرفدار حكومت اوست و از اين طريق پايه‌هاي حكومتش را مستحكمتر نمايد، اما امام(ع) كه كاملا از قصد او با خبر بود ابتدا اين پيشنهاد را نپذيرفت و آن را رد كرد، همان گونه كه در مساله ولايتعهدي چنين كرده بود؛ يعني امام دقيقا در اين جا سياستي را در پيش گرفت كه در اصل ولايتعهدي اتخاذ كرده بود. در آن جا امام پس از ناچار شدن به طور مشروط ولايتعهدي را پذيرفت و در اين جا نيز پس از اصرار مامون، به ناچار اقامه نماز را قبول نمود، به‌شرط اين كه به روش پيامبر(ص) و اميرالمومنين(ع) آن را اقامه نمايد.
آري امام(ع) از هر فرصتي كه پيش مي‌آمد، به نفع دين و احكام و قوانين حيات بخش آن استفاده مي‌كرد و از پيامبر(ص) و <1245/اص/اهل بيت> مظلومش دفاع مي‌نمود و آنها را به مردم مي‌شناساند و مردم را به انحراف و بي لياقتي ‌حاكمان جور متوجه مي‌ساخت‌. امام اراده كرده بود كه شكوه و عظمت اين نماز را به آن بازگرداند و آن را از مظاهر فريب و پيرايه‌هاي دروغ، كه از سوي خلفاي جور، بدان بسته شده بود پاك سازد؛ همان حاكماني كه نماز را وسيله ‌بسط قدرت و عظمت پوشالي خويش قرار داده بودند.
بي شك روش پيامبر گونه امام(ع) با جذابيتي كه داشت، مردم را متوجه آيين صحيح دين و سرپرستان حقيقي آن‌كه خاندان پاك پيامبرند، مي‌نمود و از آنها آشكارا دعوت مي‌نمود تا دستگاهي را كه مستبدانه و خودسرانه بر آنها حكومت مي‌كند، بشناسند و ارزيابي كنند و پي به بطلان و نادرستي حاكمان آن برند و خود را از زير سيطره آنان‌نجات دهند.
بدين جهت بود كه مامون تا متوجه اقبال مردم به امام(ع) شد فورا دستور داد كه امام را از وسط راه باز گردانند  و خود با اين كه ظاهرا كسالت داشت، 24 حركت كرد و به مصلي رفت و نماز را اقامه نمود،25 تا مبادا مردم شورش نمايند و حكومت دچار خطر گردد، اما امام(ع) وقتي ديد مامون خباثت خويش را اظهار كرد و از وسط راه حضرت را بازگرداند، به قدري ناراحت شد كه تقاضاي مرگ نمود و بدين وسيله پرده از توطئه مامون برداشت و مردم را آگاه‌ ساخت .

--------------------------------------------------------------------
پاورقي:
1- كشف الغمه 3 /  157.
2- عيون اخبار الرضا 2 /  180.
3- كشف الغمه 3 /  157. "كنت اجلس في الروضه و العلماء بالمدينه متوافرون، فاذا اعيي الواحد منهم عن مساله اشاروا الي باجمعهم و بعثوا الي‌المسائل فاجيب عنها."
4- احتجاج طبرسي2 /  415.
5- رئيس اسقفها.
6- لقب دانشمندان يهودي‌.
7- پيروان حضرت يحيي‌. برخي از آنان به ستاره پرستي رو آوردند.
8- بزرگان زرتشتيان‌. و بنابر ديدگاهي، بزرگان و دانشمندان هند كه در آتشكده فارس خدمت مي‌كردند. المنجد، ماده هرب‌.
9- از دانشمندان رومي كه در علم پزشكي تبحر دارند.
10- "ابلغه السلام و قل: علمت ما اردت و اناصائر اليك بكره ان شاء الله."
11- "... اذا سمع احتجاجي علي اهل التوراه بتوراتهم و علي اهل الانجيل بانجيلهم و علي اهل الزبور بزبورهم و علي الصابئين بعبرانيتهم و علي‌الهرابذه بفارسيتهم و علي اهل الروم بروميتهم و علي المقالات بلغاتهم‌. فاذا قطعت كل صنف و دحضت حجته و ترك مقالته و رجع الي قولي، علم المأمون ان الذي هو بسبيله ليس بمستحق له، فعند ذلك تكون الندامه منه‌." (احتجاج طبرسي 415/2 - 432).
12- كان الرضا يكلم الناس بلغاتهم و كان والله افصح الناس و اعلمهم بكل لسان و لغه‌.
13- "فقال يا ابا الصلت انا حجه الله علي خلقه و ما كان الله ليتخذ حجه علي قوم و هو لايعرف لغاتهم‌. او ما بلغك قول‌اميرالمومنين(ع): اوتينا فصل‌الخطاب‌. فهل فصل الخطاب الا معرفه اللغات؟" (عيون اخبار الرضا 2 /  27).
14- عيون اخبار الرضا 1 /  204.
15- همان 2 /  202.
16- از اباصلت هروي پرسيدند: چگونه مامون خودش را راضي كرد كه امام(ع) را به شهادت رساند؟ وي در پاسخ، از ناكامي خليفه در دو حادثه‌ياد مي‌كند: 1- جريان ولايتعهدي‌. 2- مناظرات علمي‌. او مي‌گويد چون خليفه در اين دو ميدان به‌بن بست رسيد، چنين تصميمي گرفت‌. (عيون‌اخبار الرضا 2 /  239).
17- بحار الانوار 49 / 180 ؛ عيون اخبار الرضا 2 / 167.
18- الفصول المهمه 260؛ كشف الغمه 3 /87 .
19- الانباء في تاريخ الخلفاء 61 .
20- بحار الانوار 49 / 134؛ عيون اخبار الرضا 2 / 150 ؛ كشف الغمه 3 / 106 .
21- بحار الانوار ج 49 / 140.
22- كشف الغمه 3 / 107.
23- الفصول المهمه 261 .
24- الفصول المهمه 260؛ كشف الغمه 3 / 87 .
25- الفصول المهمه 261

متن ادبی «دلم هوای گریه دارد»

آن روزها من فقط یک دختر بچه بودم که تو را به خاطر همبازی شدن با کبوترهای بقعه‏هایت و آب خوردن از سقاخانه‏اتْ با کاسه‏های طلایی‏اش، دوست می‏داشتم.


آن‏چه از تو در خاطر کودکانه‏ام مانده بود، نوازش پرهای رنگی خادمانت بر روی صورتم بود و عطر گلابی که وقت زیارت، لباسم را خوشبو می‏کرد.


پدر مرا بر روی شانه‏هایش سوار می‏کرد تا در میان خیل جمعیتی که گرداگرد ضریح نورانی‏ات می‏چرخیدند، دستم به پنجره‏های ضریحت برسد و بتوانم آن را ببوسم.

بعد، پدر گوشه‏ای می‏نشست و زیارتنامه می‏خواند و من بر روی سنگ‏های مرمر صحن آیینه‏ات، لی‏لی‏کنان بازی می‏کردم.


یک‏بار ضمن بازگشت از زیارت، در حالی که پدر کفش‏هایم را از کفشداری می‏گرفت، دستم از میان دست پدر رها شد و جمعیت مرا با خودش برد. هر چه چشم چرخاندم، پدر را ندیدم.


پای برهنه در حیاط شروع به دویدن کردم؛ آن‏قدر سراسیمه که کبوترها و یا کریم‏هایت را که روی زمین مشغول گندم خوردن بودند، ترساندم و یک دفعه یک دسته کبوتر به هوا پرید! چند بار پدر را صدا زدم، اما وقتی جوابی نشنیدم، کم کم فریادهایم به بغض تبدیل شد و گریه‏ام گرفت.


ازا ین که گم شده بودم، خیلی ترسیدم؛ با خودم گفتم شاید چون دختر بدی شده‏ام پدر مرا از یاد برده است.


از خیال این‏که مرا رها کرده باشند و به حال خود گذاشته باشند گریه‏ام بیشتتر شد.
یک دفعه یاد بی‏بی افتادم که همیشه می‏گفت: امام هشتم علیه‏السلام ، غریب نواز است و دعای در راه ماندگان را اجابت می‏کند.


یاد قصه صیاد و آهو افتادم که بارها بی‏بی برایم تعریف کردده بود و پدر عکس آن را در اتاق زده بود.


همان جا که ایستاده بودم، رویم را به طرف حرمت چرخاندم و مثل اوقاتی که مادر با تو حرف می‏زد و دعا می‏خوان چشم‏هایم را بستم و از دلم گذشت: یا امام رضا علیه‏السلام ! اگر کمکم کنی، قول می‏دهم که دیگر دختر خوبی شوم!


هنوز شیرین خلوت با تو در دلم بود که جمعیت از هم شکافت و سایه پدرم بر سرم افتاد...


حالا دیگر همه می‏گویند که من برای خودم خانمی شده‏ام و به قول معروف سری تو سرها درآورده‏ام؛ اما هنوز هر وقت کاسه‏های طلایی سقاخانه‏ات را می‏بینم و صدای نقاره‏خانه‏ات هنگام اذان در گوشم می‏پیچید، به یاد آن قولی می‏افتم که به تو دادم و از خودم خجالت می‏کشم.


چون این روزها صفا و صمیمیت کودکانه‏ام را از دست داده‏ام و از صداقت و معصومیت بچگی‏هایم دور شده‏ام و دیگر نمی‏توانم با آن خلوص و سادگی با تو حرف بزنم.


احساس می‏کنم مدت‏هاست که زیر قولم زدم و دختر بدی شده‏ام.
شاید بهتر باشد یک بار دیگر در حرمت گم شوم.
دلم برای گریستن تنگ است!

مقالات/ باور مهدوی در کلام رضوی

باور مهدوی در کلام رضوی

مژده به ظهور امام مهدی(ع) از همان سالهای آغازین ظهور اسلام آغاز شد و پیامبر گرامی اسلام(ص) در هر فرصت و مناسبتی که پیش می‏آمد مردم را به ظهور عدالت‏گستر موعود در آخرالزمان بشارت می‏دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغیبت، ویژگیهای ظاهری، نشانه‏های ظهور، شاخصه‏های قیام رهایی‏بخش و مؤلفه‏های حکومت جهانی آن حضرت آگاه می‏ساختند. تا آنجا که امروز ما با صدها روایت که از طریق شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجهه‏ایم. (۱)

:: برای خواندن این مطالب جالب و خواندنی کلیک کنید!

ادامه نوشته

اهداف مامون از تحميل ولايتعهدي

اهداف مامون از تحميل ولايتعهدي:

اصرار مامون در تحميل ولايتعهدي بر امام، خود نشان مي‌دهد كه او اهداف مهمي را از اين كار دنبال مي‌كرده است‌.
آنچه را كه از قراين و گواهي منابع تاريخي مي‌توان شناسايي كرد، در موارد ذيل خلاصه‌ مي‌شود:
الف - كاستن از تضادّ علويان با عباسيان
ب - فرو نشاندن نهضتها
ج - نظارت بر امام و محدود ساختن آن حضرت‌
د - مخدوش ساختن قداست امام(ع)
ه -‍ مشروع جلوه دادن خلافت‌
و - يافتن پايگاه مردمي‌.

ل - مقابله با انديشه شيعيان خراسان

ن - تهدید عباسیان

ی - تاييديه گرفتن از علويان



الف - كاستن از تضادّ علويان با عباسيان
يكي از مواردي كه به عنوان انگيزه مامون در تفويض ولايتعهدي به حضرت رضا(ع)، مطرح شده است و برخي آن را پذيرفته‌اند، مسأله ايجاد همبستگي ميان علويان و عباسيان ‌است، زيرا با سقوط امويان و انتقال حكومت به عباسيان، تنها خطري كه كيان عباسيان را به طور جدي تهديد مي‌كرد علويان و نهضتهاي آنان بود.
زمامداران عباسي قبل از مامون بويژه منصور و هارون با قدرت هر چه تمامتر با علويان ‌رفتار خشونت آميز داشتند و اين خشونتها بود كه آتش كينه را ميان دو تيره علوي و عباسي‌ كه فرزندان عموي يكديگر به ‌شمار مي‌آمدند روز به روز شعله ورتر مي‌ساخت‌.
مامون با تدبير خاصي كه داشت تلاش كرد تا سياست گذشتگان را دنبال نكند. وي تا حدودي نسبت به علويان نرمش رفتاري داشت و حتي با كساني كه رهبري شورشهاي ضد دولتي را بر عهده داشتند (مانند محمد بن جعفر و زيد بن موسي‌) سخت نگرفت، بلكه پس ‌از دست يافتن بر ايشان، آنان را مورد عفو قرار داد.
به گفته دكتر رفاعي، هر دولت جديدي در آغاز تلاش مي‌كند تا از مردم كسب اعتماد نمايد و با دوري جستن از خشونت، در جهت تاليف دلها گام بردارد و بدين‌ وسيله پايه‌هاي ‌قدرت و حكومت خود را مستحكم سازد.1 وي مي‌افزايد:
"مامون همين سياست را دستورالعمل حكومت خود ساخت و هيچ بعيد نمي‌نمايد كه ‌يكي از اهدافش در انتقال امام(ع) از مدينه به خراسان اجراي همان سياست فوق باشد، همچنان كه براي جلب اعتماد علويان حاضر شد تا دو دختر خود را به ازدواج دو شخصيت بزرگ از اين خاندان در آورد و با وصلت امام رضا(ع) و نيز جواد الائمه(ع) نهايت علاقه خود را ابراز دارد و رشته‌اي ناگسستني ميان خود و علويان برقرار سازد"2.
احمد امين مصري نيز مي‌نويسد:
"مامون در اين فكر بود كه اگر بتواند ميان اين دو خاندان صلح و آشتي به وجود آورد، به‌ پيروزي بزرگي نايل شده است‌." 3
به هر حال، پذيرش اين نكته كه مامون در انديشه ائتلاف علويان و عباسيان بوده است‌ چندان دشوار نيست، ولي آنچه را نمي‌توان به آساني پذيرفت اين است كه انگيزه او خيرخواهانه بوده باشد. با شخصيتي كه از مامون در تاريخ بر جاي مانده است و قرائن ‌بسياري آن را گواهي مي‌كند، او جز به حكومت نمي‌انديشيد و انديشه ايجاد صلح ميان دو تيره نيز نوعي مصلحت انديشي در راه حفظ حكومت بوده است‌. پس صلاح خويش را در اين راه ديده بود، نه مصلحت اسلام و جامعه اسلامي را. به ديگر سخن، نقشه ايجاد اتئلاف، يك طرح عاطفي و يا اخلاقي نبود، بلكه طرحي سياسي در جهت اهداف حكومتي به ‌شمار مي‌رفت و گرنه مأمون ايماني به انديشه علويان و اعتقادي به‌ خويشاوندي با ايشان نداشت و اگر آنان را خطر مي‌پنداشت، از ميان مي‌برد؛ چنان كه ‌ابوالفرج اصفهاني ده تن از نيكان علوي را نام مي‌برد كه در عصر مامون و به دستور وي به‌قتل رسيده‌اند4.
مامون در رساله‌اي كه براي عباسيان به بغداد مي‌فرستد، به آنان اطمينان خاطر مي‌دهد كه هدف، واگذاري حكومت به علويان نيست و مي‌نويسد:
"من اين كار (بيعت با علي ‌بن موسي‌) را به خاطر حفظ خون شما و دفاع از شما انجام‌ داده‌ام و اكرام به آل علي(ع) را وسيله‌اي بيش نمي‌دانم‌. اگر شما گمان مي‌كنيد خلافت به ‌آنان خواهد رسيد چنين نيست‌. من در انديشه كار شما و اعقاب و فرزندان شما هستم‌"5.


 ب - فرونشاندن نهضتها
فرزندان غيور و دين‌خواه علي(ع) و فاطمه(س) از عصر خلفاي اموي گرفته تا دوران ‌بني‌عباس همواره با حكومتهاي معاصر خود در جنگ و ستيز بوده‌اند؛ هر چند در عصر بني‌عباس اين قيامها به اوج خود رسيد. خطر اين قيامها براي حكومت مامون جدي بود؛ حكومتي نوپا كه قبل از استقرار كامل، با جنگي چند ساله از سوي امين روبرو شد و ديري‌ نپاييد كه هرج و مرج، بيشتر شهرهاي اسلامي را فرا گرفت و ناامني و اضطراب بر جامعه‌ حاكم شد. در آن جنگ هر چند خليفه مهمترين رقيب خود را از پاي در آورد، ولي بسياري ‌از هوادارانش را كه بيشتر از عباسيان بودند، از دست داد و اين نابساماني اوضاع، زمينه را براي تحرك ديگر مخالفان فراهم ساخته بود، به طوري كه در نقاط مختلف قلمرو حكومت ‌اسلامي سخن از برچيده شدن نظام ماموني در ميان بود. در كوفه "ابوالسرايا" با قيام خود ضربه‌هاي سختي بر لشكريان مامون وارد آورد و بنابر گزارشي تاريخي، در طول كمتر از ده ‌ماه، دويست هزار نفر از هواداران خليفه به قتل رسيدند6.
از سوي ديگر، قيام علويان در بصره نيز مشكل ديگري بود كه همه روزه اخبار نگران ‌كننده‌اي را براي مامون به همراه داشت، تا جايي كه اجازه هر نوع تصميم‌گيري را از وي سلب كرده بود7.
در نواحي مكه و حجاز قيام "محمد بن جعفر" معروف به "ديباج‌" كه حمايت بسياري از آل ابي‌طالب را همراه داشت به بيعت مردم با وي انجاميد و در نتيجه نواحي حجاز به ‌اختيار او در آمد8.
ناحيه يمن به دست "ابراهيم ‌بن موسي ‌بن جعفر" سقوط كرد و با فرار عاملان و كارگزاران حكومت ماموني، اين منطقه وسيع تا حدودي از اختيار خليفه خارج شد9.
در مدينه نيز همزمان با قيام ابراهيم، محمد بن سليمان‌ بن داوود بن حسن‌ بن حسين ‌بن‌ علي ‌بن ابي‌طالب(ع) خروج كرد و مورد حمايت اهل حجاز و يثربيان قرار گرفت و پيروزي ‌چشمگيري نصيب او شد10.
در واسط با آن كه  بسياري از مردم گرايش عثماني داشتند، دو تن از علويان به نامهاي ‌جعفر بن محمد و حسين‌بن ابراهيم، قيام كردند و شهر را به تصرف خود در آوردند11.
در شهرهايي چون شام، هر چند بيشتر مردم از امويان و مروانيان بودند و با اولاد علي(ع) سازش چنداني نداشتند، در عين حال براي براندازي حكومت عباسيان حاضر شدند با علويان كنار آيند و در يك جبهه عليه مامون بجنگند12.
در چنان شرايطي ادامه زمامداري آسان نبود و مامون چنين انديشيد كه با طرح ‌ولايتعهدي امام مي‌تواند از اين قيامها بكاهد و شرايط را به نفع خويش متحول سازد، زيرا سركوبي نهضتها و آرام ساختن قيامها از طريق رويارويي و جنگ چندان ميسر نبود. و يا دست كم مطلوب نبود؛ چه اين كه در دراز مدت نتيجه عكس مي‌داد.


ج - نظارت بر امام(ع) و محدود ساختن آن حضرت
امامان شيعه به دليل برخورداري از علم و فضائل اخلاقي والا و انتساب به پيامبر اكرم(ص)، همواره در ميان جامعه، چهره‌هايي ممتاز و مورد احترام و داراي نفوذ به ‌شمار مي‌آمده‌اند و اين نفوذ اجتماعي همان چيزي است كه خلفاي هر عصر را نگران مي‌ساخته ‌است‌. در حكومت مامون نيز نفوذ اجتماعي امام رضا(ع) كاملا مشهود بود، تا آنجا كه‌"ابويونس‌" به عنوان فردي كينه‌توز نسبت به خاندان عترت، روزي حضرت رضا(ع) را در مجلس مامون ديد و گفت:
"هذا الذي بجنبك والله صنم يعبد من دون الله"13.
"اين شخص - علي‌بن موسي(ع) - كه در كنار تو نشسته است، به خداي سوگند چون‌ بتي مورد پرستش مردم قرار دارد.
امام(ع) حتي در زمان حيات پدر بزرگوارش مورد توجه بود و در مسجد مدينه ميان‌ مردم مي‌نشست و فتوا مي‌داد14. اين جايگاه خطري فرا راه نظام ماموني به‌شمار مي‌رفت و براي دستگاه حاكم نگران‌كننده بود، تا جايي كه در مسير امام از مدينه به مرو همين نگراني ‌باعث شد كه مردم را از امام دور نگاه دارند و از شهرهايي مثل كوفه و قم عبور ندهند! در مدت اقامت آن حضرت در مرو علاوه بر كنترل شديد ترددها و ديدارها در طول راه و مسير حركت، عملا هر گونه فعاليت از حضرت سلب شد و هر آنچه در اقامتگاه آن گرامي اتفاق ‌مي‌افتاد به وسيله افرادي چون "هشام‌بن ابراهيم‌" و ديگران زير نظر بود و هدايت و كنترل‌ مي‌شد. هدف مامون از تزويج دخترش به امام يا اصرارش بر فرستادن كنيزان هديه‌اي براي‌آن حضرت كه البته با مخالفت امام روبرو مي‌شد، تحت نظر قرار دادن وي بوده است‌. مامون در بياني به اين حقيقت اعتراف كرده و گفته است:
"اگر علي ‌بن موسي(ع) را به حال خود رها سازم، خوف آن مي‌رود كه اموري نگران ‌كننده پديد آيد و ديگر جبران پذير نباشد"15.


د - مخدوش ساختن قداست امام (ع)
امامان معصوم همواره از چهره‌اي معنوي برخوردار بوده و بر دلها حكومت‌كرده‌اند. مردم آنان را تجسم ارزشها دانسته و آنها را گرامي مي‌داشته‌اند.
تعظيم مردم در برابر زمامداران معمولا تشريفاتي، صوري و ظاهري است، ولي احترام‌ به رهبران دين، تجليلي عميق و قلبي و از روي عشق بوده است‌. مامون براي كاستن از آن ‌همه قداست و شكوه معنوي امام علي‌بن موسي(ع)، تلاش مي‌كرد تا دامان زهد و معنويت ‌آن گرامي را - به خيال خويش - با غبار ولايتعهدي بيالايد! و چنين وانمود سازد كه‌ حضرتش از دنيا و حكومت بيزار نبوده است، لكن تا آن روز زمينه حكومت فراهم نبوده و اكنون كه فراهم شده امام از آن استقبال كرده است16.
اين نكته را از متن سخنان مامون مي‌توان دريافت، چه اين كه وقتي امام از پذيرفتن ‌ولايتعهدي امتناع مي‌كرد، مامون به آن حضرت گفت: پافشاري شما بر نپذيرفتن ‌ولايتعهدي بدان جهت است كه مردم را به خود جلب كنيد و آنان درباره شما بگويند:
"... انك زاهد في الدنيا"؛ تو زاهد هستي و رغبتي به دنيا نداري‌.
امام(ع) در پاسخ فرمود: هرگز چنين نيست كه تو مي‌انديشي‌، من زهد در دنيا را براي ‌كسب محبوبيت و رسيدن به منافع دنيا انتخاب نكرده‌ام، ولي مي‌دانم منظور تو از طرح‌ مساله چيست؟
مامون گفت: چه هدفي مي‌توانم داشته باشم؟
حضرت فرمود: "تريد بذلك ان يقول الناس ان علي بن موسي الرضا(ع) لم يزهد في الدنيا بل زهدت الدنيا فيه، الا ترون كيف قبل ولاية العهد طمعا في الخلافة‌."
تو مي‌خواهي با اين اقدام، چنان نمايي كه مردم گويند: اين علي‌ بن موسي نبود كه به‌ دنيا رو نياورده بود، بلكه دنيا از او روگردان بود. آيا نمي‌بينيد كه اكنون چگونه به طمع‌ خلافت، ولايتعهدي را پذيرفته است‌17.
تلاش مامون براي شكستن شكوه و عظمت امام(ع)، بدين راهها محدود نمي‌شد، بلكه‌ هر راهي را بدين منظور مي‌پيمود. موضوع مناظرات نيز هر چند به ظاهر كاري علمي بود، ولي در نهايت بدان اميد صورت مي‌گرفت كه شايد امام در يكي از مباحثات فرو ماند.
مامون به سليمان مروزي مي‌گويد:
"من تو را خوب مي‌شناسم و تسلط تو را در امر جدل و مناظره مي‌دانم‌. از اين‌رو تو را دعوت نمودم تا براي يك بار هم كه شده، برهان علي ‌بن موسي(ع) را در هم شكسته، او را مجاب نمايي"18.
اين است كه شيخ صدوق‌ مي‌نويسد:
"جلب عليه المتكلمين من البلدان طمعا في ان يقطعه واحد منهم فيسقط محله عند
العلماء و يشتهر نقصه عند العامه‌"19.
مامون متكلمان را از شهرهاي مختلف فرا خواند، تا شايد يكي از آنان در برابر حضرت ‌غالب آيد و در نتيجه جايگاه علمي امام(ع) نزد دانشمندان كاهش يابد و كاستي او در نظر مردم برملا شود.


ه - مشروع جلوه دادن خلافت
امامان معصوم هيچ گاه نسبت به زمامداري خلفاي اموي و عباسي روي خوش‌نشان نداده و با ديد مثبت و موافق بدانها ننگريسته‌اند. اين از مشكلات اساسي خلفا به ‌شمار مي‌رفته است كه هيچ گاه نتوانسته‌اند خاندان رسالت را با خود همراه سازند.
حال اگر مامون پيشنهاد ولايتعهدي بدهد و امام رضا(ع) آن را بپذيرد، در حقيقت ‌پذيرش ولايتعهدي به معناي مشروع دانستن خلافت مامون است و نه تنها خلافت او بلكه ‌مؤيد خلافت ديگران نيز خواهد شد و در اين صورت مامون به بزرگترين پيروزي دست ‌يافته است‌. علاوه بر اين كه عملكردهاي او نيز مشروع مي‌نمود، زيرا هر آنچه انجام‌ مي‌گرفت، با نظارت امام(ع) تلقي مي‌شد.
مامون بعد از بيعت گرفتن از حضرت رضا(ع) در نشستي خصوصي چنين گفت:
"قد كان هذا الرجل مستترا عنا يدعو إلي نفسه فأردنا أن نجعله ولي عهدنا ليكون دعائه لنا و ليعترف بالملك و الخلافة لنا و ليعتقد فيه المفتونون به أنه ليس مما ادّعي في قليل و لاكثير و أنّ هذا الأمر لنا من دونه"20.
علي‌بن موسي الرضا(ع) دور از چشم ما، مردم را به امامت خود فرا مي‌خواند! از اين رو بر آن شديم تا او را وليعهد خود قرار دهيم تا مردم را به سوي ما دعوت كند و حكومت ما را بپذيرد و به آن اقرار نمايد و بدين گونه همه آنان كه به او دل بسته‌اند اعتراف خواهند كرد كه ‌حكومت و زمامداري از آن ماست‌.


و - يافتن پايگاه مردمي
حكومت بدون داشتن پايگاه مردمي ثبات نخواهد داشت و اين زمامداران هستند كه‌ خود را نيازمند حمايتهاي مردمي مي‌دانند. مامون مي‌داند كه بايد به‌گونه‌اي ميان مردم ‌ارزش يابد و حكومتش ثبات و پشتوانه پيدا كند. او نمي‌توانست شيعيان و بويژه مردم‌ خراسان را ناديده انگارد. و اين در شرايطي بود كه حتي عباسيان يكپارچه حامي و طرفدارش نبودند. او جايگاه خود را در ميان اعراب نيز از دست داده بود و سرانجام با درنگي هر چند اندك در تاريخ چنين مي‌يابيم كه او در شرايطي بحراني حكم مي‌راند و در چنين موقعيتي براي يافتن پشتوانه و پايگاه مردمي، راهي بهتر از وانمود كردن جلب نظر امام(ع) و پيوند زدن حكومت خود به حكومت آل علي(ع) نداشت‌.


ل - مقابله با انديشه شيعيان خراسان
بعيد نيست كه مامون، اقدامات و عملياتي را در پشت پرده و پنهاني براي قيام عليه‌ خود و انتقال خلافت به علويان احساس مي‌كرده و درصدد برآمده است، با شركت دادن ‌امام(ع) در حكومت، آن اقدامات مخفيانه و پنهاني را از ميان ببرد. توجه و انعطاف زيادي ‌كه خراسانيان نسبت به علويان ابراز مي‌داشتند، بويژه پس از ستمهاي بسياري كه علويان‌ در زمان خلافت عباسيان تحمل كردند، و كشتار و ستمديدگي و در بدري آنها، به نحوي ‌دلخراش و اسفبار، اين نظريه را تقويت مي‌كند و نيز برخي از فقرات نامه مامون در پاسخ ‌بني‌عباس مؤيد اين واقعيت است كه مي‌گويد: اگر گمان مي‌كنيد كه من مي‌خواهم سودي ‌به آنها برسانم‌ و در نهايت اين امر را به آنان بازگردانم، بدانيد كه من در انديشه شما و سامان دادن به كار شما و آينده فرزندان شما هستم، در حالي كه شما در سهو و لهو و ناداني به سر مي‌بريد و نمي‌دانيد درباره شما چه خواسته‌اند21.


ن - تهديد عباسيان
ديگر از انگيزه‌هاي مامون، در بيعت با امام رضا(ع) به ولايتعهدي، بيم دادن عباسيان و تنبيه آنان بود، زيرا آنها پيمان ولايتعهدي مامون را شكسته، و ميثاق خود را با او نقض كرده‌ بودند و مامون با اين اقدام به آنان فهمانيد كه تمرّد و عصيان آنها و خلع او از ولايتعهدي، ضرري به او نمي‌رساند و او را ناتوان نمي‌گرداند تا بر آنها چيره شود و از آنها انتقام گيرد، و خلافت را از خاندان عباسي، به دشمنان آنها كه علويانند منتقل سازد22.


ی - تاييديه گرفتن از علويان
مامون مي‌خواست به وسيله ولايتعهدي مهمترين سلاح علويان را كه عدم مشروعيت‌ خلافت او باشد از آنان سلب كند و آنان را با اين كار مطيع خود سازد23.

-------------------------------------------------------
پاورقي:
1- عصر المامون1 /  88.
2- همان 364 - 365.
3- ضحي الاسلام3 /  295.
4- مقاتل الطالبيين 474 به بعد.
5- بحار الانوار 49/ 213.
6- مقاتل الطالبيين 510 ؛ ضحي الاسلام3 /  294.
7- تاريخ ابن‌خلدون3 /  244.
8- مقاتل الطالبيين 497؛ تاريخ بغداد 2/ 113.
9- مقاتل الطالبيين 494.
10- همان.
11- مروج الذهب3 /  440.
12- مقاتل الطالبيين 494.
13- عيون اخبار الرضا2 /  161.
14- اعيان الشيعه2 /  14.
15- عيون اخبار الرضا 2 / 170؛ بحار الانوار 49 / 183.
16- عيون اخبار الرضا2 /  140.
17- همان.
18- همان 1 /  179.
19- همان 2 /  239.
20- همان 2 / 170 ؛ بحار الانوار49 /  183.
21- تحليلي از زندگاني امام رضا(ع)، محمد جواد فضل الله، ترجمه محمدصادق عارف، 98 .
22- همان100.
23- الحياة السياسه للامام الرضا(ع)، 192

شبکه تلویزیونی جهانی "ثامن تی وی" افتتاح شد

به گزارش خبرنگار برنا در قم، محمد کاشانی با اعلام این خبر، افزود: لوگوی این شبکه تلویزیونی ماهواره ای هشتم آبان ماه گذشته همزمان با سالروز ولادت امام رضا (ع) بر روی ماهواره هات برد قرار گرفته و پخش آزمایشی آن نیز از صبح پنج شنبه همزمان با سالروز ولادت پیغمبر اکرم (ص) آغاز می شود.


وی ابرازداشت: با توجه به این که شبکه های ماهواره ای متعددی در فضای رسانه ای به فعالیت های ضد دینی و ضد فرهنگی مشغول هستند خلا ایجاد شبکه های فرهنگی اسلامی به شدت احساس می شد.


مسوول طرح و برنامه شبکه جهانی ثامن افزود: شبکه ثامن تی وی با چهار رویکرد اخلاق اسلامی، معارف شیعی، نگرش های ادیانی و مباحث اجتماعی فعالیت می کند.

وی افزود: شبکه ثامن تی وی شبکه ای مستقل و مردم نهاد است و هیچ گونه وابستگی به نهاد های دولتی و غیر دولتی ندارد.


کاشانی اضافه کرد: این شبکه با بودجه های مردمی و به صورت کاملا خصوصی توسط جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه اداره می شود.


وی خاطر نشان کرد: در پخش آزمایشی شبکه، سه ساعت برنامه در روز ارایه خواهد شد که ساعت شروع برنامه ها هر روز ساعت 18 به وقت تهران می باشد.


کاشانی افزود: برنامه های ثامن تی وی دوبار در روز در ساعت 22 و 10 صبح نیز بازپخش خواهند شد و در آینده نزدیک جمع برنامه ها به 8 ساعت می رسد که با توجه به تفاوت افق در کشور های مخاطب و نیاز به دو بار باز پخش تمام 24 ساعت را پر خواهد کرد.


وی افزود: برنامه های شبکه ثامن تی وی روی شبکه هات برد قرار گرفته و در تمام اروپا، شمال آفریقا، خاورمیانه و آسیای میانه قابل رویت است و بزودی قاره آمریکا را نیز تحت پوشش قرار خواهد داد.


کاشانی اولویت اصلی زبان در این شبکه را زبان فارسی و سپس زبان انگلیسی ذکر کرد.

مدیر طرح و برنامه شبکه جهانی ثامن گفت : شعار شبکه ثامن تی وی، شبکه "مهر و دانش" است و از دریچه علوم و معارف امام رضا (ع) به طرح مباحث خود بپردازد.


گفتنی است علاقمندان جهت آشنایی بیشتر با این شبکه می توانند به آدرس اینترنتیwww.saamentv.ir مراجعه کنند.

سكه ولايتعهدي حضرت رضا (علیه السلام)

سكه ولايتعهدي حضرت رضا(ع)/ سكه ولايتعهدي

ضرب سكه به نام مبارك حضرت رضا(ع) بعد از تثبيت ولايتعهدي، مورد اتفاق اكثر مورخان و پژوهشگران است‌ و بايد گفت كه تعداد اين سكه‌ها منحصر به چند سكه به عنوان يادبود و بزرگداشت نبوده، بلكه دهها هزار سكه ضرب شده و به عنوان پول رايج آن زمان بوده است. مويد اين سخن هداياي متعددي است كه توسط حضرت‌رضا(ع) به افراد و شعرا داده شده‌.
يكي از شعراي عصر حضرت رضا(ع) "ابراهيم بن عباس صولي‌" است كه درباره ولايتعهدي علي بن موسي(ع) قصيده‌اي نيكو سروده و خود آن را قرائت كرده بود. وي مورد موهبت قرار گرفته، امام(ع) 10/000 درهم از همان‌ سكه‌ها را به او صله دادند.
او دراهم عنايتي حضرت را به عنوان تبرك نگهداري كرد، و بعضي افراد، اين سكه‌ها را مهريه زنان خود قرار مي‌دادند، و برخي هم توصيه مي‌كردند كه آنها را در مراسم سوگواري‌شان مصرف كنند.1
همچنين دعبل بن علي خزاعي "يكي ديگر از شعراي معروف عصر حضرت است كه بارها موفق شده هزاران سكه رضويه از حضرت دريافت دارد. او قصايد فراواني در حمايت از امامان معصوم(ع) و در هجو خلفا، غاصبان‌حقوق آل محمد(ص) سروده است، كه بنا به نقلي در يك نوبت حضرت ششصد دينار و يا ده هزار درهم به وي‌مرحمت فرمودند.2
به هر حال اكنون تعدادي از سكه‌هاي رضويه در موزه‌هاي مختلف چون: مشهد مقدس و تهران موجود است كه‌بعضي از آنها در اصفهان و برخي در مرو و سمرقند ضرب شده است‌. تعدادي از اين سكه‌ها هم‌اكنون در خارج‌ايران نيز نگهداري مي‌شود.
"عمادزاده اصفهاني‌" مي‌نويسد: "دو عدد از سكه‌هايي كه به نام حضرت رضا(ع) در سال 201 ه‍ ق (سال ولايتعهدي‌) مسكوك شده، هم اكنون در موزه "بريتانياي كبير" موجود است".3
در موزه ايران باستان (در تهران‌) نيز سكه‌اي از نقره به خط كوفي به قطر 5/2 سانتيمتر كه در سال 202 ه‍ ‍ق در سمرقند ضرب شده، موجود است‌ و بر حاشيه آن اين عبارت منقوش است:
"بسم الله الرحمن الرحيم‌. ضرب هذه الدراهم بسمرقند سنه اثنتين و ماتين‌"4
دو سكه ديگر نيز در آستان قدس رضوي در جايگاهي مخصوص نگهداري مي‌شود. "علي موتمن‌" كه خود در سال1348 شمسي به دقت خصوصيات آن را ديده است درباره آنها مي‌نويسد:
"اين دو سكه از نقره است و 5/2 سانتيمتر قطر آن مي‌باشد".5
اين دو سكه همان است كه صاحب مطلع الشمس شرح مفصلي بر آن نوشته است .


نقش سكه‌ها
خطوط منقوش بر روي سكه‌ها به خط كوفي است و بنا به نقل مولف مطلع الشمس و ديگران هر دو طرف آن عباراتي منقوش است:
يك طرف آن دايره‌اي در وسط و حاشيه‌اي بر اطراف دارد، در وسط دايره، هفت سطر بدين مضمون نوشته شده‌است:
1 - الله
2 - محمد رسول الله
3 - المامون خليفه الله
4 - مما امر به الامير الرضا(ع)
5 - ولي عهد المسلمين علي بن موسي
6 - ابن علي بن ابي‌طالب
7 - ذوالرياستين

و بر حاشيه آن نوشته شده است:
"محمد رسول الله ارسله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كله ولوكره المشركون‌"6...
آنگاه مطلع الشمس از شخصي مورد اعتماد نقل مي‌كند كه در قلعه‌اي كهنه در نزديكي مرو تعدادي اشرفي كه‌چند عدد آن به نام مامون و حضرت رضا(ع) بوده، پيدا شده كه اين عبارات بر آن منقوش بوده است:
"الملك لله والدين، المامون بالله اميرالمومنين، خليفته الرضا(ع) امام المسلمين‌".7

-----------------------------------------------------
پاورقي:
1- الاغاني 10 / 52 .
2- تاريخ الشيعه، 68 .
3- عمادزاده، زندگي حضرت رضا(ع) 1 / 522 .
4- تاريخ آستان قدس رضوي، 35 .
5- مطلع الشمس 2 / 754 ؛  تاريخ راهنماي آستان قدس رضوي، 449.
6- توبه / 33.
7- زندگاني حضرت رضا(ع) (سحاب‌) 1 / 287.