زندگی نامه/ آغاز سفر تاريخي امام رضا(ع)از مدينه به مرو
آغاز سفر تاريخي امام رضا(ع)از مدينه به مرو:
اسناد تاريخي، گوياي اولين زمينههاي سفر امام(ع) نيست و جزئيات بسياري از مقدمات اين هجرت رضوي ناگفته مانده و در پرده ابهام قرار دارد، ولي با مطالعه اسناد موجود، اين حقيقت مسلم است كه از پيش مكاتباتي ميان مرو و مدينه، صورت ميگرفتهاست1 و بر سفر امام به سوي مرو، اصرار بوده و اين سفر، در شرايطي خاص و تحت فشار دستگاه خلافت انجام گرفته است.
در برخي منابع تاريخي آمده است:
مامون، پس از به دست گرفتن حكومت، با ارسال نامهاي امام رضا(ع) را به خراسان فراخواند. امام(ع) از رفتن امتناع ورزيد، ولي مامون پيگير بود و ارسال دعوتنامهها را پياپي ادامه داد، تا به امام بفهماند كه از ايشان دست بردار نيست.2
علاوه بر آن، در پي دعوتنامههاي مكرر، مامون ماموران خود را به نامهاي رجاء بن ابي ضحاك3 و ياسر خادم4، به مدينه گسيل داشت. آنان پس از ورود به مدينه، بر امام(ع) وارد شدند و هدف ماموريت خود را چنين بيان داشتند:
"ان المامون امرنا باشخاصك الي خراسان."5
مامون ما را فرمان داده و مامور ساخته است، تا تو را به خراسان ببريم.
امام عليبن موسي(ع) شيوه خلفا را ميشناخت و زندانهاي طولاني پدر را با همه تلخيها و رنجهايش به خاطر داشت و ميدانست كه به هر حال، مامون كه برادر ميكشد، از حضور آزادانه امام ميان مردم نگران است و از اين نگراني، آسان نخواهد گذشت.
"انه تهيا للسفر كارها و متيقنا انه يموت..."6
امام رضا(ع) آماده سفر گرديد، در حالي كه از آن اكراه داشت و مطمئن بود كه در اينسفر بدرود حيات خواهد گفت.
علاوه بر آن كه چگونگي حركت امام(ع) و توديع وي با مرقد رسول خدا(ص) و نيز خاندانش، همه و همه گوياي اكراه امام (ع) بر اين سفر است.
وداع با مرقد پيامبر (ص)
وقتي كه امام(ع) خود را از سفر به خراسان ناگزير يافت، در چند نوبت، كنار مرقد پيامبر(ص) آمد و با شكل وداع خود با قبر پيامبر(ص) ناخرسندي و نگراني خويش را از اينسفر آشكار ساخت، تا ديگران نيز بدانند كه امام(ع) بر انجام اين سفر، مجبور است.
مخول سيستاني كه از نزديك شاهد ماجرا بوده است، چنين مينگارد:
"هنگامي كه فرستاده مامون وارد مدينه شد، من نيز در مدينه بودم. امام(ع) براي وداع با پيامبر(ص) وارد حرم شريف نبوي گرديد. حضرت در حالي كه با صداي بلند گريهميكرد، چند نوبت با پيامبر(ص) و مرقد پاك او خداحافظي كرد.
پيش رفتم و به امام (ع) سلام كردم. حضرت(ع) پاسخ سلام مرا داد. آن گاه امام را بهخاطر سفري كه در پيش داشتند، تهنيت گفتم، ولي آن حضرت(ع) فرمود:
مرا بهحال خود واگذار، كه من از جوار جدم خارج شده در غربت از دنيا خواهم رفت!
امام هنگام بيرون رفتن از مدينه، تمام خويشان خود را فرا خواند و در جمع آنان فرمود:
"بر من گريه كنيد؛ زيرا ديگر به مدينه باز نخواهم گشت."7
گواه ديگر بر كراهت و ناخرسندي امام از اين سفر، مسير تعيين شده از سوي دستگاه خلافت است، به گونهاي كه در مواردي، امام از برخي مناطق مخفيانه عبور داده ميشد8 و نيز از ورود و عبور حضرت به كوفه و قم جلوگيري گرديد.9
از برخي نقلها و مدارك تاريخي استفاده ميشود كه در اين سفر، امام تنها نبوده است و گروهي از علويان نيز از مدينه به خراسان احضار شده بودند:
"و كان المامون انفذ الي جماعه من آل ابي طالب فحملهم اليه من المدينه و فيهم الرضا علي بن موسي عليهما السلام."10
مامون گروهي از علويان را - توسط ماموران خود - از مدينه احضار نمود كه آنها را نزد مامون بردند و عليبن موسي الرضا(ع) نيز در ميان آنان بود.
در اعلام الوري نيز همين مضمون آمده است:
"و كان المامون قد انفذ الي جماعه من الطالبيه فحملهم من المدينه و فيهم الرضا"11. مامون ماموران خود را فرستاد تا گروهي از علويان را از مدينه به سوي او بردند و در ميانايشان رضا(ع) بود.
پاورقي:
1- "فمازال المامون يكاتبه و يسأله حتي علم الرضا(ع) انه لا يكف عنه"؛ همواره مامون با حضرت مكاتبه داشتو از او ميخواست تا به مرو آيد. نامهها ادامه يافت تا آن كه امام رضا(ع) دريافت از او دست بردار نيست. اعيان الشيعه 2 / 17، به نقل از: عيون اخبار الرضا.
2- عيون اخبار الرضا 2 / 149.
3- وي از كارگزاران دولت عباسيان بود و در زمان مامون، رياست ديوان مالياتي را بر عهده داشت. لغتنامه دهخدا 23 / 286.
4- وي به نقل مرحوم شيخ طوسي، از ياران امام(ع) بوده است. تنقيح المقال في احوال الرجال 3 / 307.
5- كافي 2 / 407 ؛ مسند الامام الرضا(ع) 1 / 52.
6- مسند الامام الرضا(ع) 1 / 52.
7- عيون اخبار الرضا(ع) 2 / 217.
8- تاريخ بيهقي 171.
9- كافي 2 / 407 ؛ عيون اخبار الرضا 2 / 149 (البته در بعضي نقلها ورود به اين دو شهر تاييد شده است) ؛ الانوار البهيه 188؛ المجالس السنيه 2 / 574.
10- ارشاد مفيد 2 / 250.
11- اعلام الوري / 320
اسناد تاريخي، گوياي اولين زمينههاي سفر امام(ع) نيست و جزئيات بسياري از مقدمات اين هجرت رضوي ناگفته مانده و در پرده ابهام قرار دارد، ولي با مطالعه اسناد موجود، اين حقيقت مسلم است كه از پيش مكاتباتي ميان مرو و مدينه، صورت ميگرفتهاست1 و بر سفر امام به سوي مرو، اصرار بوده و اين سفر، در شرايطي خاص و تحت فشار دستگاه خلافت انجام گرفته است.
در برخي منابع تاريخي آمده است:
مامون، پس از به دست گرفتن حكومت، با ارسال نامهاي امام رضا(ع) را به خراسان فراخواند. امام(ع) از رفتن امتناع ورزيد، ولي مامون پيگير بود و ارسال دعوتنامهها را پياپي ادامه داد، تا به امام بفهماند كه از ايشان دست بردار نيست.2
علاوه بر آن، در پي دعوتنامههاي مكرر، مامون ماموران خود را به نامهاي رجاء بن ابي ضحاك3 و ياسر خادم4، به مدينه گسيل داشت. آنان پس از ورود به مدينه، بر امام(ع) وارد شدند و هدف ماموريت خود را چنين بيان داشتند:
"ان المامون امرنا باشخاصك الي خراسان."5
مامون ما را فرمان داده و مامور ساخته است، تا تو را به خراسان ببريم.
امام عليبن موسي(ع) شيوه خلفا را ميشناخت و زندانهاي طولاني پدر را با همه تلخيها و رنجهايش به خاطر داشت و ميدانست كه به هر حال، مامون كه برادر ميكشد، از حضور آزادانه امام ميان مردم نگران است و از اين نگراني، آسان نخواهد گذشت.
"انه تهيا للسفر كارها و متيقنا انه يموت..."6
امام رضا(ع) آماده سفر گرديد، در حالي كه از آن اكراه داشت و مطمئن بود كه در اينسفر بدرود حيات خواهد گفت.
علاوه بر آن كه چگونگي حركت امام(ع) و توديع وي با مرقد رسول خدا(ص) و نيز خاندانش، همه و همه گوياي اكراه امام (ع) بر اين سفر است.
وداع با مرقد پيامبر (ص)
وقتي كه امام(ع) خود را از سفر به خراسان ناگزير يافت، در چند نوبت، كنار مرقد پيامبر(ص) آمد و با شكل وداع خود با قبر پيامبر(ص) ناخرسندي و نگراني خويش را از اينسفر آشكار ساخت، تا ديگران نيز بدانند كه امام(ع) بر انجام اين سفر، مجبور است.
مخول سيستاني كه از نزديك شاهد ماجرا بوده است، چنين مينگارد:
"هنگامي كه فرستاده مامون وارد مدينه شد، من نيز در مدينه بودم. امام(ع) براي وداع با پيامبر(ص) وارد حرم شريف نبوي گرديد. حضرت در حالي كه با صداي بلند گريهميكرد، چند نوبت با پيامبر(ص) و مرقد پاك او خداحافظي كرد.
پيش رفتم و به امام (ع) سلام كردم. حضرت(ع) پاسخ سلام مرا داد. آن گاه امام را بهخاطر سفري كه در پيش داشتند، تهنيت گفتم، ولي آن حضرت(ع) فرمود:
مرا بهحال خود واگذار، كه من از جوار جدم خارج شده در غربت از دنيا خواهم رفت!
امام هنگام بيرون رفتن از مدينه، تمام خويشان خود را فرا خواند و در جمع آنان فرمود:
"بر من گريه كنيد؛ زيرا ديگر به مدينه باز نخواهم گشت."7
گواه ديگر بر كراهت و ناخرسندي امام از اين سفر، مسير تعيين شده از سوي دستگاه خلافت است، به گونهاي كه در مواردي، امام از برخي مناطق مخفيانه عبور داده ميشد8 و نيز از ورود و عبور حضرت به كوفه و قم جلوگيري گرديد.9
از برخي نقلها و مدارك تاريخي استفاده ميشود كه در اين سفر، امام تنها نبوده است و گروهي از علويان نيز از مدينه به خراسان احضار شده بودند:
"و كان المامون انفذ الي جماعه من آل ابي طالب فحملهم اليه من المدينه و فيهم الرضا علي بن موسي عليهما السلام."10
مامون گروهي از علويان را - توسط ماموران خود - از مدينه احضار نمود كه آنها را نزد مامون بردند و عليبن موسي الرضا(ع) نيز در ميان آنان بود.
در اعلام الوري نيز همين مضمون آمده است:
"و كان المامون قد انفذ الي جماعه من الطالبيه فحملهم من المدينه و فيهم الرضا"11. مامون ماموران خود را فرستاد تا گروهي از علويان را از مدينه به سوي او بردند و در ميانايشان رضا(ع) بود.
پاورقي:
1- "فمازال المامون يكاتبه و يسأله حتي علم الرضا(ع) انه لا يكف عنه"؛ همواره مامون با حضرت مكاتبه داشتو از او ميخواست تا به مرو آيد. نامهها ادامه يافت تا آن كه امام رضا(ع) دريافت از او دست بردار نيست. اعيان الشيعه 2 / 17، به نقل از: عيون اخبار الرضا.
2- عيون اخبار الرضا 2 / 149.
3- وي از كارگزاران دولت عباسيان بود و در زمان مامون، رياست ديوان مالياتي را بر عهده داشت. لغتنامه دهخدا 23 / 286.
4- وي به نقل مرحوم شيخ طوسي، از ياران امام(ع) بوده است. تنقيح المقال في احوال الرجال 3 / 307.
5- كافي 2 / 407 ؛ مسند الامام الرضا(ع) 1 / 52.
6- مسند الامام الرضا(ع) 1 / 52.
7- عيون اخبار الرضا(ع) 2 / 217.
8- تاريخ بيهقي 171.
9- كافي 2 / 407 ؛ عيون اخبار الرضا 2 / 149 (البته در بعضي نقلها ورود به اين دو شهر تاييد شده است) ؛ الانوار البهيه 188؛ المجالس السنيه 2 / 574.
10- ارشاد مفيد 2 / 250.
11- اعلام الوري / 320
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط ح.ر.ع خادمالرضا
|