زندگی نامه/ نام، لغب و کنیه
نام امام (ع)
كنيه امام(ع)
معروفترين كنيه آن بزرگوار "ابوالحسن" است. علامه مجلسي ميفرمايد: كنيه حضرت رضا(ع) در ميان مردم "ابوالحسن" و در ميان خواص "ابو علي" بوده است(2).
حضرت را گاهي ابوالحسن ثالث و ابوالحسن ثاني هم ميگفتهاند. از اين رو كه قبل از حضرت رضا(ع) كنيه بعضي از امامان نيز ابوالحسن بوده است؛ مانند: اميرالمومنين و حضرت سجاد و حضرت موسي بن جعفر. بنابراين، ابوالحسن به طور مطلق، منسوب به اميرالمؤمنين است، و ابوالحسن اول حضرت سجاد، و ابوالحسن ثاني امام هفتم، و امام رضا( ع) را ابوالحسن ثالث گفتهاند، و نظر به اينكه حضرت موسي بن جعفر و امام رضا(ع)3 هم عصر بودهاند، حضرت كاظم را "ابوالحسن ماضي" و حضرت رضا(ع) را "ابوالحسن ثاني" نيز گفتهاند.
لقب امام(ع):آن حضرت، مانند پدران گرامي اش داراي القاب فراواني بوده است كه در ذيل به آنها اشاره ميشود:
سراج الله، نور الهدي، قرّة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كافي الخلق، الرضيّ، الرضا، ربّ السرير، ربّ التدبير، الفاضل، الصابر، الوفيّ، و الصديق.
و برخي القاب زير را آوردهاند:
الوليّ، وافيّ، زكيّ، سلطان الانس و الجنّ، ضامن الامّه، الداعي الي الله، زين المؤمنين، غريب الغرباء، معين الضعفاء، الراضي الي الله، الراضي بالقدر و القضاء، شمس الشموس، انيس النفوس، و غيظ الملحدين."(4)
از كتاب زينة المجالس نقل شده است كه مرتضي نيز از القاب آن حضرت است(5) و به آن حضرت عالم آل محمد هم ميگفتند.
اسحاق بن موسي بن جعفر(ع) ميگويد: پدرم به فرزندانشان ميفرمود: اين برادر شما، علي بن موسي، عالم آل محمد است، امور ديني خود را از او بپرسيد... كه من از پدرم حضرت صادق(ع) مكرر شنيدم كه ميفرمود: عالم آل محمد در صلب تو است و كاش من او را درك ميكردم...(6).
علاوه بر اين دو نظر، سخنان مختلف ديگري نيز درباره تاريخ ولادت حضرت رضا(ع) نقل شده است(7) كه به دليل ضعيف بودن از آنها چشم ميپوشيم.
ملقب شدن امام به "رضا(ع)" :
نامها، لقبها و كنيههاي امامان هر يك گوياي پيام خاصي هستند و القاب امام رضا(ع) نيز اين گونه است. البته بررسي وجه تسميه و علت نامگذاريها در اين مجال نميگنجد، ولي اين دقت در مورد لقب خاصّ حضرت، يعني رضا(ع) ضرورت دارد، زيرا برخي از مورخان اين لقب را گزيده مامون، براي آن امام ميدانند و معتقدند در پي پذيرش ولايتعهدي، امام رضا(ع) از سوي مامون به اين لقب، ملقّب شده است! ابنجرير طبري ضمن نقل حوادث سال 201 ه.ق مينويسد:
در اين سال مامون، عليبن موسيبن جعفر(ع) را وليعهد و خليفه بعد از خود قرار داد و او را الرضيّ من آل محمد(ص) ناميد(8).
نظير اين عبارت، از ابن كثير(9) و نيز ابناثير (10) وارد شده است. ابن خلدون به همين مطلب اشاره كرده، ولي به جاي "الرضيّ من آل محمد(ص)"، "الرضا من آل محمد(ص)" آورده است(11).
نقد و بررسي:
هر چند زمينههاي سياسي و اجتماعي براي تحليل ياد شده همواره وجود داشته است، اما دلايل چندي وجود دارد كه مينماياند نامگذاري و تعيين لقب براي امام، موضوعي فراتر از اين تحليلها بوده است. اين دلايل به دو دسته تقسيم ميشوند:
1- دلايلي كه تنها از ديدگاه شيعه و معتقدان به ولايت اهل بيت قابل تبيين است و آن اين كه نامها و لقبهاي اهلبيت(ع) از قبل به وسيله پيامبر(ص) و چه بسا از طريق فرشته وحي تعيين شدهاند، چنان كه پيامبر(ص) در تعيين نام حسن(ع) و حسين(ع) فرمود: ما كنت لأسبق ربّي باسمه(12) (در انتخاب نام او، بر پروردگارم پيشي نخواهم جست).
2- دلايلي كه با هر ديدگاه و عقيدهاي ثمر بخش و قانع كننده است، عبارت است از رواياتي كه از امامان پيشين صادر شده و در آنها به لقب رضا(ع) تصريح شده است.
تصريح روايات به لقب رضا(ع):مرحوم صدوق از سليمانبن ابي حفص مروزي نقل ميكند كه موسي بن جعفر(ع) فرزندش را به اين نام رضا(ع) ميخواند و توصيه ميفرمود شما نيز او را به اين نام بخوانيد(13).
اين نامگذاري و سفارش امام كاظم(ع) به زماني مربوط ميشود كه موضوع خلافت مامون و تحميل ولايتعهدي از سوي او نسبت به حضرت رضا(ع) هنوز مطرح نبوده است. در روايت ديگري از بزنطي آمده است:
به ابي جعفر، محمد بن عليبن موسي امام جواد (ع) گفتم: گروهي از مخالفان ميپندارند كه مامون، لقب رضا(ع) را براي پدرتان قرار داده است، زيرا او ولايتعهدي خليفه را پذيرفته و بدان خشنود شده است.
حضرت فرمود: به خدا سوگند، دروغ ميگويند و نسبت ناروا ميدهند، بلكه خداوند پدرم را رضا(ع) ناميد، زيرا خدايش در آسمان از او راضي، و پيامبر و ائمه در زمين از او خشنود هستند.
روايتگر حديث، از امام ميپرسد: مگر اين ويژگي در پدرانتان نبوده است؟ امام فرمود: چرا، ولي پدرم را اين مشخصه از اجدادمان ممتاز ساخته بود، زيرا مخالفان نيز همچون موافقان از او راضي بودند. از اينرو تنها او رضا(ع) ناميده شده است(14).
علاوه بر اين دو روايت، روايات ديگري نيز در اين مورد نقل شده است(15).
گواهي ديگر:
آنان كه مدّعي هستند لقب رضا(ع) از سوي مامون تعيين شده است، آن را به جريان ولايتعهدي مربوط ساختهاند، در حالي كه همين لقب در اسناد مربوط به قبل از ولايتعهدي نيز ديده ميشود؛ از جمله در نامهاي كه از سوي فضل بن سهل براي حضرت ارسال شده و در آن، از امام(ع) دعوت شده تا به طوس عزيمت كند، لقب رضا(ع) آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم، لعلي بن موسي الرضا(ع)... من وليّه الفضلبن سهل ...(16).
بر اساس روايات و مدارك ياد شده، ميتوان اطمينان يافت كه لقب رضا(ع) از نتايج جريان ولايتعهدي نبوده است.
» پاورقي:
1- الغيبه , شيخ طوسي 96 ؛ بحار الانوار24 / 240.
2- بحار الانوار 49 / 10.
3- همان.
4- ناسخ التواريخ14 / 24.
5- همان.
6- بحار الانوار 49 / 100
7- دائره المعارف فريد وجدي6 / 665
8- تاريخ طبري 7 / 139.
9- البدايه و النهايه 10 / 247.
10- الكامل 6 /326.
11- تاريخ ابن خلدون 3 / 24. البته رضي و رضا(ع) دو لقب جداگانهاند. بحارالانوار 49 / 10.
12- معاني الاخبار 57.
13- عيون اخبارالرضا(ع) 1 /14.
14- بحار الانوار 49 / 4.
15- كافي 2 / 89 ؛ اثبات الهداه 6 / 11. همچنين در روايتي آمده است: "اعلم ان الله سمّاه في اللوح المحفوظ بالرضا(ع)"؛ بدان همانا خداوند او را در لوح محفوظ رضا ناميده است. القاب الرسول و عترته (مجموعه نفيسه 223).
16- الحياة السياسيه للامام الرضا(ع) 446
نام شريف وي علي، و بنابر اين هم نام اميرالمومنين(ع) ميباشد.
در ميان ائمه: چهار نفر علي ناميده شدهاند: علي بن ابيطالب، علي بن الحسين، علي بن موسي الرضا(ع)، و علي بن محمد الهادي.
امام باقر(ع) ذيل آيه شريفه "ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا ... منها اربعة حرم..."(توبه /36) فرمود: مراد از 12 ماه ما امامان هستيم و مراد از ماههاي حرام همين امامان چهارگانهاند كه نام آنها "علي" است(1).
جالب آنكه كنيه مشهور اين بزرگواران نيز ابوالحسن ميباشد.
در ميان ائمه: چهار نفر علي ناميده شدهاند: علي بن ابيطالب، علي بن الحسين، علي بن موسي الرضا(ع)، و علي بن محمد الهادي.
امام باقر(ع) ذيل آيه شريفه "ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا ... منها اربعة حرم..."(توبه /36) فرمود: مراد از 12 ماه ما امامان هستيم و مراد از ماههاي حرام همين امامان چهارگانهاند كه نام آنها "علي" است(1).
جالب آنكه كنيه مشهور اين بزرگواران نيز ابوالحسن ميباشد.
كنيه امام(ع)
معروفترين كنيه آن بزرگوار "ابوالحسن" است. علامه مجلسي ميفرمايد: كنيه حضرت رضا(ع) در ميان مردم "ابوالحسن" و در ميان خواص "ابو علي" بوده است(2).
حضرت را گاهي ابوالحسن ثالث و ابوالحسن ثاني هم ميگفتهاند. از اين رو كه قبل از حضرت رضا(ع) كنيه بعضي از امامان نيز ابوالحسن بوده است؛ مانند: اميرالمومنين و حضرت سجاد و حضرت موسي بن جعفر. بنابراين، ابوالحسن به طور مطلق، منسوب به اميرالمؤمنين است، و ابوالحسن اول حضرت سجاد، و ابوالحسن ثاني امام هفتم، و امام رضا( ع) را ابوالحسن ثالث گفتهاند، و نظر به اينكه حضرت موسي بن جعفر و امام رضا(ع)3 هم عصر بودهاند، حضرت كاظم را "ابوالحسن ماضي" و حضرت رضا(ع) را "ابوالحسن ثاني" نيز گفتهاند.
لقب امام(ع):آن حضرت، مانند پدران گرامي اش داراي القاب فراواني بوده است كه در ذيل به آنها اشاره ميشود:
سراج الله، نور الهدي، قرّة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كافي الخلق، الرضيّ، الرضا، ربّ السرير، ربّ التدبير، الفاضل، الصابر، الوفيّ، و الصديق.
و برخي القاب زير را آوردهاند:
الوليّ، وافيّ، زكيّ، سلطان الانس و الجنّ، ضامن الامّه، الداعي الي الله، زين المؤمنين، غريب الغرباء، معين الضعفاء، الراضي الي الله، الراضي بالقدر و القضاء، شمس الشموس، انيس النفوس، و غيظ الملحدين."(4)
از كتاب زينة المجالس نقل شده است كه مرتضي نيز از القاب آن حضرت است(5) و به آن حضرت عالم آل محمد هم ميگفتند.
اسحاق بن موسي بن جعفر(ع) ميگويد: پدرم به فرزندانشان ميفرمود: اين برادر شما، علي بن موسي، عالم آل محمد است، امور ديني خود را از او بپرسيد... كه من از پدرم حضرت صادق(ع) مكرر شنيدم كه ميفرمود: عالم آل محمد در صلب تو است و كاش من او را درك ميكردم...(6).
علاوه بر اين دو نظر، سخنان مختلف ديگري نيز درباره تاريخ ولادت حضرت رضا(ع) نقل شده است(7) كه به دليل ضعيف بودن از آنها چشم ميپوشيم.
ملقب شدن امام به "رضا(ع)" :
نامها، لقبها و كنيههاي امامان هر يك گوياي پيام خاصي هستند و القاب امام رضا(ع) نيز اين گونه است. البته بررسي وجه تسميه و علت نامگذاريها در اين مجال نميگنجد، ولي اين دقت در مورد لقب خاصّ حضرت، يعني رضا(ع) ضرورت دارد، زيرا برخي از مورخان اين لقب را گزيده مامون، براي آن امام ميدانند و معتقدند در پي پذيرش ولايتعهدي، امام رضا(ع) از سوي مامون به اين لقب، ملقّب شده است! ابنجرير طبري ضمن نقل حوادث سال 201 ه.ق مينويسد:
در اين سال مامون، عليبن موسيبن جعفر(ع) را وليعهد و خليفه بعد از خود قرار داد و او را الرضيّ من آل محمد(ص) ناميد(8).
نظير اين عبارت، از ابن كثير(9) و نيز ابناثير (10) وارد شده است. ابن خلدون به همين مطلب اشاره كرده، ولي به جاي "الرضيّ من آل محمد(ص)"، "الرضا من آل محمد(ص)" آورده است(11).
نقد و بررسي:
هر چند زمينههاي سياسي و اجتماعي براي تحليل ياد شده همواره وجود داشته است، اما دلايل چندي وجود دارد كه مينماياند نامگذاري و تعيين لقب براي امام، موضوعي فراتر از اين تحليلها بوده است. اين دلايل به دو دسته تقسيم ميشوند:
1- دلايلي كه تنها از ديدگاه شيعه و معتقدان به ولايت اهل بيت قابل تبيين است و آن اين كه نامها و لقبهاي اهلبيت(ع) از قبل به وسيله پيامبر(ص) و چه بسا از طريق فرشته وحي تعيين شدهاند، چنان كه پيامبر(ص) در تعيين نام حسن(ع) و حسين(ع) فرمود: ما كنت لأسبق ربّي باسمه(12) (در انتخاب نام او، بر پروردگارم پيشي نخواهم جست).
2- دلايلي كه با هر ديدگاه و عقيدهاي ثمر بخش و قانع كننده است، عبارت است از رواياتي كه از امامان پيشين صادر شده و در آنها به لقب رضا(ع) تصريح شده است.
تصريح روايات به لقب رضا(ع):مرحوم صدوق از سليمانبن ابي حفص مروزي نقل ميكند كه موسي بن جعفر(ع) فرزندش را به اين نام رضا(ع) ميخواند و توصيه ميفرمود شما نيز او را به اين نام بخوانيد(13).
اين نامگذاري و سفارش امام كاظم(ع) به زماني مربوط ميشود كه موضوع خلافت مامون و تحميل ولايتعهدي از سوي او نسبت به حضرت رضا(ع) هنوز مطرح نبوده است. در روايت ديگري از بزنطي آمده است:
به ابي جعفر، محمد بن عليبن موسي امام جواد (ع) گفتم: گروهي از مخالفان ميپندارند كه مامون، لقب رضا(ع) را براي پدرتان قرار داده است، زيرا او ولايتعهدي خليفه را پذيرفته و بدان خشنود شده است.
حضرت فرمود: به خدا سوگند، دروغ ميگويند و نسبت ناروا ميدهند، بلكه خداوند پدرم را رضا(ع) ناميد، زيرا خدايش در آسمان از او راضي، و پيامبر و ائمه در زمين از او خشنود هستند.
روايتگر حديث، از امام ميپرسد: مگر اين ويژگي در پدرانتان نبوده است؟ امام فرمود: چرا، ولي پدرم را اين مشخصه از اجدادمان ممتاز ساخته بود، زيرا مخالفان نيز همچون موافقان از او راضي بودند. از اينرو تنها او رضا(ع) ناميده شده است(14).
علاوه بر اين دو روايت، روايات ديگري نيز در اين مورد نقل شده است(15).
گواهي ديگر:
آنان كه مدّعي هستند لقب رضا(ع) از سوي مامون تعيين شده است، آن را به جريان ولايتعهدي مربوط ساختهاند، در حالي كه همين لقب در اسناد مربوط به قبل از ولايتعهدي نيز ديده ميشود؛ از جمله در نامهاي كه از سوي فضل بن سهل براي حضرت ارسال شده و در آن، از امام(ع) دعوت شده تا به طوس عزيمت كند، لقب رضا(ع) آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم، لعلي بن موسي الرضا(ع)... من وليّه الفضلبن سهل ...(16).
بر اساس روايات و مدارك ياد شده، ميتوان اطمينان يافت كه لقب رضا(ع) از نتايج جريان ولايتعهدي نبوده است.
» پاورقي:
1- الغيبه , شيخ طوسي 96 ؛ بحار الانوار24 / 240.
2- بحار الانوار 49 / 10.
3- همان.
4- ناسخ التواريخ14 / 24.
5- همان.
6- بحار الانوار 49 / 100
7- دائره المعارف فريد وجدي6 / 665
8- تاريخ طبري 7 / 139.
9- البدايه و النهايه 10 / 247.
10- الكامل 6 /326.
11- تاريخ ابن خلدون 3 / 24. البته رضي و رضا(ع) دو لقب جداگانهاند. بحارالانوار 49 / 10.
12- معاني الاخبار 57.
13- عيون اخبارالرضا(ع) 1 /14.
14- بحار الانوار 49 / 4.
15- كافي 2 / 89 ؛ اثبات الهداه 6 / 11. همچنين در روايتي آمده است: "اعلم ان الله سمّاه في اللوح المحفوظ بالرضا(ع)"؛ بدان همانا خداوند او را در لوح محفوظ رضا ناميده است. القاب الرسول و عترته (مجموعه نفيسه 223).
16- الحياة السياسيه للامام الرضا(ع) 446
+ نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط ح.ر.ع خادمالرضا
|