اشعار رضوی

» سرمه خاك تو

شاه شوم، ماه شوم، زر شوم
در حرمت باز كبوتر شوم
اى ملك الحاج! كجا مىروى؟
پشت به اين قبله چرا مىروى؟
سعى در اين مروه صفا مىدهد
خاك بهشت است، شفا مىدهد
سنگ تو بر سينه زد ايران زمين
سرمه خاك تو كشد هند و چين
سنگ به پاى تو وفا مىكند
راز دل شيعه ادا مىكند
تا اثر پاى تو جا مانده است
اين دهن بوسه وامانده است
سنگ سياهى كه در اين جاستى
سر سويداى نظرهاستى
عهد بجز با لب پيمانه نيست
جز تو ولى نيست، ولىعهد چيست؟
مشرق دل عرصه شبديز نيست
هر كه على نيست، ولى نيز نيست
دام بچينيد ز دارالسلام
صيد حرام است به بيت الحرام


 

شاعر: مهدى بياتى ريزى