قدیمی ترین ساعت حرم امام رضا(ع) + عکس


نگاهم روبهروی تو بلاتکلیف میماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم
به دریا میزنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم
سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم
تماشا میشوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم (1)
------------------------------------------------------------------
بدین وسیله ایام شهادت هشتمین سلاله پاک گلستان امامت و ولایت، حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) را به شیعیان آن امام همام تسلیت عرض می کنیم.
===============
پی نوشت: (1) شاعر : سید حمیدرضا برقعی

آیتالله العظمی بهجت میفرمود: لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید. حضرت میدانند، مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیهالسلام به کسی فرمودند: از بعضی گریهها ناراحت هستم!
همه ساله، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهلبیت(ع) به زیارت امام هشتم میروند از این رو بر آن شدیم تا توصیههای مرحوم حضرت آیتالله العظمی محمدتقی بهجت(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت آن امام همام ذکر کنیم تا انشاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

«رُوِی عن اباالحسن الرضا(علیهالسلام) قال: رَأَیْتُ أَبِی علیهالسلام فِی الْمَنَامِ فَقَالَ یَا بُنَیَّ إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ».
ترجمه: در روایتی از امام هشتم علیهالسلام منقول است که حضرت فرمودند: من در خواب پدر بزرگوارم یعنی موسی بن جعفر علیه السلام را دیدم؛ «رَأَیْتُ أَبِی(ع) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ»، پدرم فرمود: «یَا بُنَیَّ»؛ ای فرزند من، «إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ»؛ آنگاه که در شدّت و سختی قرار گرفتی، «فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ»، زیاد این ذکر را بگو: «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ». بعد حضرت می فرماید: «وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ»؛ امام هشتم علیه السلام به قول ما، دفع دخل مقدّر میکند که نگویی: آقا خواب دیده.
حضرت می فرماید: آنچه را که ما در خواب میبینیم مثل آن چیزی است که در بیداری میبینیم. تعبیر عجیبی است. «وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ»؛ یعنی شبهه ای در آن نیست.
ما روایات مختلفی در این باب داریم که وقتی انسان در گرفتاری قرار میگیرد، چه ذکری بگوید. یکی از آنها همین ذکر است. حتّی حضرت برای این ذکر سقف هم نمیگذارد که چه تعدادی بگو. بلکه می فرماید: خطاب به خداوند زیاد بگو: «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ». یعنی اگر خدا را به این نام بخوانی، شدّت و سختی ات بر طرف می شود.
در روایت دیگری از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است که حضرت فرمودند: در شدّت و سختی بگو: لا حَولَ و لا قُوّة إلّا بِاللهِ العَلِیِّ العَظیم». چه بسا به قول ما در این دو روایت، یک جنبه های ذوقی هم باشد که چون یکی از القاب امام هشتم(ع) رئوف است، پدر بزرگوارش به پسرش سفارش میکند که وقتی در شدّت گرفتار شدی، ذکر «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ» را بگو. لذا چون یکی از القاب امام هشتم(ع) رئوف است، «یَا رَئُوفُ» را بر «یَا رَحِیمُ»، مقدّم می دارد و می فرماید موجب گشایش در کارهایتان می شود.





رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز از بهار پرطراوت و زیبای 1391، عصر امروز(سه شنبه) در اجتماع عظیم زائران و مجاوران حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) ضمن تبیین موفقیتهای گوناگون ملت ایران در سال نود در مقابل رجزخوانی های سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی دشمن، حراست غیرتمندانه از منابع نفتی ایران را علت خصومت زورگویان جهانی با نظام اسلامی خواندند و تأکید کردند: جمهوری اسلامی مانند شیر از حقوق ملت ایران دفاع می کند.

امشب ای شمع گر از دیده رود اشک رواست
که شب ماتم جانسوز ولی نعمت ماست
امشب ای شمع چو من اشک بیفشان و بسوز
خاصه بر حال امامی که غریب الغرباست
شمع بر حال پریشان غریبی گرید
که گدازان جگرش از شرر زهر جفاست
ای «اباصلت» در خانه به بیگانه ببند
که «جواد» از ره دور آید و مهمان رضاست
گو به «معصومه» به بالین برادر بشتاب
که «رضا» دستخوش محنت و اندوه و بلاست
جامه ی سوگ بپوشیم که ایّام غم است
اشک ماتم بفشانیم که شب های عزاست
یک طرف رحلت پیغمبر پاکیزه گهر
پیشوایی که از او پایه ی توحید به پاست
یک طرف زهر ستم بر دل پر خون حسن
آتشی زد که ز آه دل او تیره فضاست
قبر ویران «حسن» شاهد مظلومی اوست
گر که بر غربت او خون رود از دیده رواست
این رضا کیست که دل ها همه خوشنود از اوست
این رضا کیست که بر درد دل خلق دو است
بحر امواج فضایل که روان از لب اوست
چشمه هایی که روان بخش تر از آب بقاست
ای ضعیفی که تو را پشت و پناهی شود
شو پناهنده به شاهی که معین الضّعفاست
ساکن کوی رضا باش که این ابر کرم
سایه ی رحمت او بر سر سلطان و گداست
دامن ضامن آهو مده از دست که او
دوست را ضامن و فریادرس روز جزاست
سخن سوختگان سوزی و حالی دارد
لیک سوزنده تر از هر سخنی شعر «رسا» ست
شاعر: قاسم رسا